أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
248
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
[ قمطرير ] آن باشد كه لبها از دهن بردارد و پيشانى بشكنج آرد . [ سوره الإنسان ( 76 ) : آيات 11 تا 13 ] فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً ( 11 ) وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً ( 12 ) مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى الْأَرائِكِ لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِيراً ( 13 ) نگاهداشت خداى تعالى ايشان را از بدى آن روز كه از اهوال و شدايد و سختى آن روز ميترسيدند و بايشان نمود و باستقبال ايشان برد و بداد ايشان را تازگى و طراوتى و نورى در روى و بهجتى و شادئى در دل و پاداشتشان ؟ ؟ ؟ داد به آن صبرى كه كردهاند بر طاعت و عبادت و فقر و احتياج ايشان بطعام و روزهداشتن و طعام ناخوردن و بدرويش و مسكين و يتيم و اسير دادن و خود گرسنه بودن ؛ بهشتى كه درو انواع طعامهاى گوارنده و لطيف باشد از بهر طعمهء ايشان را و براى آنكه نپوشيدند و در ديگران پوشانيدند جزا داد ايشان را از جامههاى حرير بهشت . عمر خطّاب روايت كرد كه از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرسيدند از صبر ؟ - گفت : صبر بر چهار گونه است صبرى است بنزديك زخم اوّل كه بدايت ابتلا ببلا « 1 » باشد ، و صبرى است بر اداى فرايض ، و صبرى است بر اجتناب محارم ، و صبرى است بر مصائب . آنگه بيان حالت ايشان كرد و گفت : در بهشت تكيه زده باشند بر تختهاى آراسته و كلّهها « 2 » بسته بر بالاى آن مرصّع بأنواع جواهر از درّ و ياقوت
--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « كه بدايت و ابتداى بلا » . ( 2 ) - در غياث اللغات گفته : « كلّه بالكسر و تشديد لام آنچه مثل خيمهء كوچك از جامهء باريك و تنك به جهت منع پشه و مگس سازند ( از رشيدى و منتخب و برهان قاطع و بهار عجم و صاحب كشف و مؤيّد بمعنى خيمه و سايبان نوشته » و أبو الفتوح ( ره ) نسبت به [ أرائك ] چنين گفته : « [ مُتَّكِئِينَ ] نصب او بر حال است تكيه زده باشند [ فِيها ] در بهشت [ عَلَى الْأَرائِكِ ] بر سريرها كه بالاى او كلّه زده باشند و سرير را اريكه نخوانند الّا آنكه از بالاى او كلّه باشد ، حسن گفت : اين لغت اهل يمن است و در آن عهد سرير به اين صفت ملوك يمن را بودى . مقاتل گفت : سريرها باشد با كلّهء از شاخهاى زر مرصّع بانواع جواهر از درّ و ياقوت » .